سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
22
طب در دوره صفويه ( فارسى )
من شخصا پس از بررسىهاى طولانى و مطالعات مكرر نتوانستم هيچ نوع مزيتى بين اين دو كتاب پيدا كنم و اين جاى تعجب نيست زيرا حتى در دورهء خود جرجانى نيز او را شق ديگرى از ابن سينا مىدانستند ، براى مثال نظامى سمرقندى كه در همان ايام مىزيست كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى را هم جزو كتب عربى نام مىبرد كه به عقيده او هر پزشكى مىبايست مىخواند . به اين ترتيب چنين به نظر مىرسد كه انتخاب كتاب ذخيره از طرف خوانندگان بيشتر به خاطر زبان فارسى آن صورت مىگرفت و نه به خاطر مطالب آن . از نظر بررسى تاريخ پزشكى جاى بسى خوشوقتى است كه مىبينيم در سال 1051 مرد جوانى به نام غياث الدين على در قزوين شروع به تحصيل طب مىكند و عموى اين شخص كه او هم طبيب بود مطالعه كتب چندى را به او توصيه مىكند و از بين اين كتب ، دو كتاب به فارسى مىباشند كه يكى ذخيرهء خوارزمشاهى سيد اسمعيل جرجانى و ديگرى خلاصه التجارب بهاء الدوله است كه راجع به اين كتاب اخير بعدا گفتگوى بيشترى خواهيم داشت . غياث الدين داراى تحصيلات خوبى بود و بالنتيجه مىتوان گفت آنقدر عربى مىدانست كه اگر مىخواست مىتوانست نسخهء اصلى كتاب قانون ابن سينا را بخواند زيرا مىبينيم كتبى كه عموى او مطالعهء آنها را پس از فراگيرى اصول اوليهء طبابت به وى توصيه كرده است همه به عربى مىباشند . در بين كتب عربى كه خواندن آنها به غياث الدين توصيه شده است يكى كتاب شرح الاسباب و علامات است كه به خط نجيب الدين و به قلم يك پزشك ايرانى به نام نفيس بن عيوض كرمانى مىباشد اين كتاب در سال 840 تاليف يافته است . كتاب ديگر هم شرح ايلاقى است كه اصلا اقتباسى است از كتاب قانون ابن سينا توسط شرف الدين ايلاقى ، همراه با تفسيرى از شمس الدين آملى و بالاخره كتابى كه خود آن را تاليف كرده و نام آن را كتاب المفيد گذارده است . اين كتاب يك مجموعه است و نويسنده دربارهاش مىگويد : « اين كتاب چكيدهاى است از مطالب چند كتاب قطور طبى براى اطبائى كه مىخواهند راه خود را تا به آخر بپيمايند » . در دورهء صفويه آموزش پزشكان خيلى شبيه به آموزش جراحان بود و پزشك جوان براى كارآموزى به خدمت طبيب كارآزمودهاى درمىآمد و براى اين منظور سعى مىكرد اين پزشك از زمره كسانى باشد كه در بيمارستانها كار مىكردند ، اما دانشجويان رشتهء جراحى بر خلاف انترنهاى امروزى دست به عمل جراحى نمىزدند . اگر پدر يا عموى دانشجوئى پزشك بود كارآموزى را نزد او انجام مىداد . راجع به سئوالات مربوط به بيمارىها و چگونگى ثبت آنها هم در بخش دوم ، فصل اول ، كه دربارهء آموزش جراحان مفصلا بحث شده است صحبت خواهد شد . در دورهء صفويه هيچ كتاب پزشكى بزرگى نوشته نشده است و شاخص اين دوره جزوات و رسالات كوچك دربارهء مطالب خاص و يا تفسير كتب بزرگ است و اين خود بزرگترين دليل انحطاط علم پزشكى در اين دوره محسوب مىگردد و نشان مىدهد كه هيچ عقيدهء جديدى در اين دوره عنوان نگرديده و هيچ نظريهء قديمى تكميل نشده است . بزرگترين عملى كه اطباى اين دوره مىتوانستند انجام بدهند انجام اعمالى بود كه از اجدادشان به ارث